
Image by Getty Images via Daylife
به تاریخ بشر که نگاه می کنیم میبینیم که عمر ما در چرخه های تغییر تمدن ها و رفتارهای جوامع بسیار کوتاه است. یکی از آگاهی های مهمی که نسبت به خودمان می توانیم به دست آوریم کوتاهی عمرمان است در برابر تغییرات اجتماعی و بلندی عمرمان در برابر تغییرات روزانه فکر و نظرمان. اگر سعی کنیم آگاهی هایمان را هر روز کمی بیشتر کنیم احتمالا در آخر هر فصل به تغییرات عمیقی در تفکراتمان پی می بریم. یکی از علاقه مندی هایم به زندگی ام، واقع شدن در انتخابات 1388ریاست جمهوری کشورم "ایران" است. این انتخابات اگر چه بدی های زیادی برای خودم، بسیاری از دوستان و هم میهنانم داشت اما عاملی شد بر آگاهی من و بعضی دیگر. این حوادث و مسایل معمولا فضای ملتهبی و مه آلودی به وجود می آورد که آدمی کمتر به فکر غرق نشدن است تا آگاهی، اما من به این نتیجه رسیدم که الان باید در جستجوی آگاهی بود؛ البته نه الان و شاید همیشه. این وقایع نشان داد، آنانی از این حوادث به آسودگی و با ایمان بیرون می آیند که آگاهی بیشتری دارند. این آگاهی کمتر مربوط است به آگاهی از تصمیم و دلیل تصمیم گیری آدم ها و نیاتشان و سود و منفت هایی که به آنان می رسد و بیشتر مربوط است به حق و حقیقت.
دکتر شریعتی می گوید «هیچ مصلحتی به اندازه خود حقیقت، مصلحت نیست.»
چندی است که من نیز در جستجوی حق و حقیقتم، نه حقیقتی که با آن انتخابات تحلیل و جناح تعیین کنم، بلکه حقیقتی که انسان را همیشه بر حق و راستی نگه می دارد، چه از دغدغه های جامعه اش دور باشد، چه در آن غوطه ور.
و من برای رسیدن به
حقیقت به دنبال آگاهی ام. آگاهی از حقیقت.
![Reblog this post [with Zemanta]](http://img.zemanta.com/reblog_e.png?x-id=6ba05f7a-37af-4d48-b094-d54433f147ae)

4 Comments
Leave a comment