یاد باد آن که نهانت
نظری با ما بود
رقم مهر تو بر چهره ما پیدا بود
یاد باد آن که چو چشمت
به عتابم میکشت
معجز عیسویت در لب شکرخا بود
یاد باد آن که صبوحی
زده در مجلس
انس جز من و یار نبودیم و خدا با ما بود
یاد باد آن که رخت شمع
طرب میافروخت
وین دل سوخته پروانه ناپروا بود
یاد باد آن که در آن
بزمگه خلق و ادب
آن که او خنده مستانه زدی صهبا بود
یاد باد آن که چو یاقوت
قدح خنده زدی
در میان من و لعل تو حکایتها بود
یاد باد آن که نگارم چو
کمر بربستی
در رکابش مه نو پیک جهان پیما بود
یاد باد آن که خرابات
نشین بودم و مست
وآنچه در مسجدم امروز کم است آن جا بود
یاد باد آن که به اصلاح
شما میشد راست
نظم هر گوهر ناسفته که حافظ را بود
_______
ما هنوز هم سکوتیم، اینترنتیاً، یا منتظریم شخصیت فعلی مان دهن باز کند، یا
آنکه شخصیتمان به شخصیتی دهان باز تغییر یابد. البته خیلی از آنان که دهان باز
نموده بودند را هم مهر کردند و دهانش دوختند. خلاصه که زیاده گویی کنیم احتمال
گرفتن به خاطر لاطائلات هم بالا می رود، فعلا همان شعر حافظ را مجدد قرائت بفرمایید
با یک فااااااااتحه.
_______
با عرض پوزش
از این ایرادات مزخرف کامنت دهی وبلاگ هم ناراحت نباشید! با همه ی انواع
Error ها باز هم نظرات گرانقدرتون ثبت و ظبط میشه، لصفاً
ریفرش بفرمایید!!
