دل تنگی

| 8 Comments | No TrackBacks

کم کم دلم دارد تنگ می شود برای همه ی نوشته هایی که آرزویش را دارم بنویسم و هیچگاه ننوشته ام.
کم کم دلم دارد تنگ می شود برای همه ی شعرهایی که آرزویش را دارم بگویم و هیچگاه نسروده ام.
کم کم دلم دارد تنگ می شود برای تمام آوازهایی که آرزویش را دارم بخوانم و هیچگاه نخوانده ام.

کم کم دلم دارد برای جوانی تنگ می شود، برای جوانی کردن، جوان ماندن و کودکانه فکر کردن.
کم کم دلم دارد تنگ می شود برای دوستانی که نداشته ام و حال کم کم دلم برایشان تنگ می شود.

کم کم دلم دارد تنگ می شود برای آرزو های بزرگی که داشتم و حال کم کم به خیال بدل می شوند.

 

اینها نا امیدی نیست؛ نوع دیگری از امید است!
_______

 

در کنار همه ی آنها خیلی به خودم امیدوار شدم؛
 چند وقتی است دوباره بارقه هایی از عشق،
همان عشق ناب و خالص زمینی، در خودم می بینم.

 

_______

چه شود!

No TrackBacks

URL دنبالک: http://shahrestani.ir/cgi-bin/mt5/mt-tb.cgi/85

8 Comments

مثل اينكه خرابكاري كردم! ديگه كامنت نميشه گذاشت
خوب مثل اينكه درست شد ...
عشق ناب و خالص زمینی رو عشق است!
این را خوب اومدی. عشق زمینی......فقط حواست خوب جمع باشه جیگرم
كه اينطور كه داري بارقه هايي از عشق زميني رو در خودت ميبيني صحيح
سلام عشق زميني تان قبول ... شامض هم خوشمزه خواهد بود دلتنگي هم راه حل دارد که در وبلاگ غير قابل ذکر مي باشد! يا حق!
مطرب عشق عجب ساز و نوایی دارد نقش هر نغمه که زد راه بجایی دارد عالم از ناله ی عشاق مبادا خالی که خوش آهنگ و فرح بخش نوایی دارد
سلام طه دارم فکر می کنم اون کدوم طه اِ که من میشناسمش و ذوق هنری داره و اُ ... البته اعتراف می کنم هر چی فکر کردم چیزی یادم نیومد

Leave a comment

درباره این نوشته

این صفحه آرشیوی از نوشته ها در علی منتشر شده در April 12, 2008 9:15 PMاست.

خونابه نوشته ی قبلی در این وبلاگ بوده است.

امیدوار باشید نوشته ی بعدی در این وبلاگ است.

محتویات اخیر را در صفحه اصلی بیابید یا به آرشیوها نگاه کنید تا همه محتویات را بیابید.

نوشته های همنفسان

همنفسان